Search
یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷
  • :
  • :

سفرنامه ابن بطوطه

بخش اول
اگر دوستی بگوید خسته ام، حوصله ندارم، کسل و پریشانم، حال و هوای خوبی ندارم. می‎گویم برو پارک کمی قدم بزن. سبزه و آب و فواره انرژی می‎دهد. سبک می‎شوی. اگر شرایطش نامناسب باشد، می‎گویم برو سفر، حال و هوایت عوض می‎شود.
هر دوی این پیشنهاد در رابطه با سفر و سلامت است. دور شدن از مکان و محیطی است که آسیب رسانده است. از سویی سفر حتماً نباید برای رفع کسالت باشد. گاه می‎رویم که نیاز به رفتن داریم. نیاز به فضاهای نادیده و تکرار دیده‎ها و تجدید خاطرات. این بخش نیز سلامتی را دوچندان می‎سازد و روان و ذهن را آرامش می‎بخشد. نگارنده این سطور اهل سفر و نوشتن سفرنامه است. سفرنامه‎ها را هم بسیار خوانده است. از این‎رو خوانندگان سلامت را، هم به سفر رفتن ترغیب می‎کند و هم به خواندن سفرنامه‎ها. از جمله سفرنامه‎ی ابن بطوطه، مردی از طنجه‎ی مراکش که در بیست و دو سالگی قصد زیارت حج داشت اما زمانی که پای بر رکاب اسب گذاشت، سفرش با پای پیاده و با اسب و با کشتی حدود سی سال به طول انجامید. بیشترین بلاد اسلامی و غیر اسلامی را طی طریق نمود. از جمله: تونس، اسکندریه، قاهره، بیت‎المقدس، بیروت، طرابلس، حلب، دمشق، مدینه، مکه، بصره، آبادان، ماهشهر، شوشتر، ایذه، اصفهان، شیراز، کوفه، کربلا، بغداد، تبریز، موصل، یمن، عدن، ظفار، عمان، هرمز، بحرین، قونیه، قیصریه، ارزروم، ازمیر، مجار، بلغار، قسطنطنیه، خوارزم، بخارا، سمرقند، بلخ، هرات، نیشابور، کابل، و… سفرنامه در اصل به زبان عربی نگاشته شده و جاهایی که نویسنده اصطلاحات و لغات فارسی را عیناً درج نموده در متن می‎بینیم.
حکایت سفرهای ابن بطوطه در ایران البته برای ما ایرانیان جالب‎تر و شنیدنی‎تر است. وی بسیاری از نقاط ایران را ندیده ولی برخی دیگر را چون هرمز و لارستان و شیراز و اصفهان و شوشتر دوبار و شهرهایی چون تربت جام و طوس و مشهد و نیشابور و بسطام را یک بار دیده است. او می‎گوید: من یک راه را دوبار نمی‎روم. بنابراین اگر اصفهان را دوبار دیده بار اول از یک راه وارد و خارج شده، بار دوم راه دیگری برای ورود و خروج انتخاب کرده.
ابن بطوطه مورخ نیست گرچه سرتاسر سفرنامه او نقل وقایع و رویدادهای تاریخی است. او داستان خود را می‎گوید و داستان مردمی که با آنها دیدار کرد، مردمی که جوانمردی ها، شوخ‎طبعی ها، زیرکی ها، وارستگی ها، و مهربانی‎های آنان شیفته‎اش می‎ساخته. او در سفر علوم بسیار از عالمان آموخت و مال بسیار اندوخت. به زنان علاقه داشت و هر جا می‎رسید تجدید فراش می‎کرد و زنی نو به عقد می‎آورد و کنیزکان بسیار داشت. در بلاد مختلف به سفارت و اجتهاد رسید. طول مسافتی که ابن بطوطه در طی سی سال پیمود در حدود یکصد هزار کیلومتر محاسبه کرده‎اند. زمانی که ابن بطوطه از سفر طولانی خود به مراکش برمی‎گردد، ابن خلدون جوان در دربار پادشاه مراکش به دبیری مشغول بود. ابن خلدون ابتدا از شنیدن مشاهدات و تجربه‎های ابن بطوطه، در مقابل او ستیزه‎جویی می‎کرد اما وزیر وقت به او پند داد که نادیده ستیز مکن. همین پند در گوش تیزهوش ابن خلدون کارساز شد و به کتاب تاریخ عظیم و ماندگار خود وی منتهی شد. ابن مرزوق از فقیهان آن روزگار، یکی از طرفداران جدی ابن بطوطه بود که زادگاهش با زادگاه ابن بطوطه فاصله‎ی چندانی نداشت. او را دوبار، اول بار در سال ۷۲۶ ه‎ق در مدینه و دوم بار دو سال بعد در مکه دیده بود. مردی به قول سعدی متعبد و شب خیز و پرهیزکار که در آن لهیب سوزان آفتاب مکه که ابن بطوطه‎ی سخت جان نمی‎توانست خود را تا حجرالاسود برساند وی به پای برهنه روزی هفتاد بار طواف می‎کرد. چنین مردی که قاعدتاً مشکل در باره کسی شهادت می‎دهد به دفاع از ابن بطوطه برخاسته و گفته است که او نه شیادی گیسوان برتافته بل که مردی نیکوکار و گشاده دست بود. و ما خبر وفات ابن بطوطه را در سال ۷۷۰ و این که او اواخر ایام زندگی را به شغل قضا در موطن خود گذرانیده است مدیون این روایت ابن مرزوق هستیم. بنابراین ابن بطوطه در سال ۷۰۳ متولد و در سن ۶۷ سالگی در سال ۷۷۰ وفات یافته و در زادگاهش دفن شده است.
ترجمه دکتر محمد‎علی موحد، چاپ پنجم، ۱۳۷۰، آگاه
ادامه دارد

اشتراک گذاری مطلب
Share on FacebookEmail this to someoneShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn



پاسخ دهید