Search
یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷
  • :
  • :

سفرنامه ابن بطوطه

بخش ۵- به سوی عراق و ایران

Ebn-2
از مکه به سوی مدینه حرکت کردیم. کاروانی بس بزرگ همراه ما بود. هر کسی بدون داشتن نشان از کاروان دور می‎شد، موقع برگشت راه را گم می‎کرد. به سرزمین پهناور نجد رسیدیم. واقصه آخرین منزل این راه طولانی بود تا به کوفه رسیدیم. بیشتر مردمان کوفه برای تهنیت و چشم روشنی در همین محل به پیشواز حاجیان می‎آیند و با خود آرد و نان و خرما و میوه می‎آورند. منزل دیگر قادسیه بود که جنگ مشهور اسلام و مجوس در آن واقع شد و این جنگ منجر به پیروزی قطعی مسلمین و ذلت و زبونی آتش پرستان گردیدند که دیگر بعد از آن نتوانستند قد علم کنند. فرمانده سپاه اسلام در این جنگ سعد ابن وقاص بود و قادسیه در آن روزگار شهری بزرگ به شمار می‎رفت ولی اکنون خراب شده و فقط به قدر قریه بزرگی از آن باقی مانده که شاخه‎هایی از آب رودخانه فرات به آن می‎آید و باغهای خرما دارد.
از قادسیه حرکت کردیم و به شهر نجف رسیدیم که مدفن علی‎بن ابیطالب(ع) است. این شهر نیکو در زمینی پهناور و سخت واقع شده است و یکی از بهترین و پر جمعیت‎ترین شهرهای عراق می‎باشد. دارای بازار بقالان و طباخان و خبازان و میوه فروشان و خیاطان و قیصریه و بازار عطاران است. آخر بازار عطاران باب حضرت است و قبری که معتقدند از آن علی(ع) می‎باشد.
در شهر نجف نه مأمور عوارض و مالیات هست و نه والی. تمام کارها دست نقیب‎الاشراف است.
ابن بطوطه پس از شرح مفصل نجف از واسط حرف می‎زند و سپس در ادامه سفر به بصره می‎رسد. وی توصیف‎های زیادی از بصره می‎دهد. از بازارها، کاروانسراها، مساجد، زیارتگاهها، باغها، از بزرگان و فضلا و اکابر و قضات و کریمان و دراویش. وی از زیارتگاهها چنین نام می‎برد: قبر طلحه‎بن عبیدالله. قبر زبیربن عوام حواری پیغمبر و پسر عمه او. حلیمه سعدیه مادر رضاعی پیغمبر. قبر حسن بصری، محمدبن سیری، محمدبن واسع، مالک دینار، سهل‎بن تستری و قبور عده کثیری از صحابه و تابعین که در جنگ جمل به شهادت رسیده‎اند.
ابن بطوطه می‎نویسد: بصره بر ساحل دجله و فرات واقع شده. خلیج بصره که حدود ده میل از دریای فارس پیشرفتگی پیدا کرده آب شور دارد و در موقع مد، آب شور دریا بر آب شیرین رودخانه غلبه می‎یابد و هنگام جزر آب شیرین آب شور را عقب می‎زند و مردم بصره باید در این مواقع آب مشروب خود را بردارند.
از ساحل بصره بر زورق کوچکی نشستیم. بعد از ده میل به اُبُلَه رسیدیم. شهری که زمانی بسیار آبادان بوده و اکنون ویران شده و قریه‎ای بیش نیست. از آنجا وارد خوری شدیم که از خلیج فارس منشعب می‎شود. ما به وسیله کشتی کوچکی مسافرت می‎کردیم. پس از غروب به راه افتادیم و سحرگاه به عبادان (آبادان) رسیدیم.
ابن بطوطه در تمام این مسیرها با بزگان و علما دیدار داشته و روز به روز به معلومات و دانش خود افزوده. با دراویش همنشین شده. با حاکمان و بزرگان شهرها و بلادها. علوم قرآنی را آموخته. با احکام شرع آشنا شده. از دوستی مردم و اولیا بهره ها برده است.
ادامه دارد

اشتراک گذاری مطلب
Share on FacebookEmail this to someoneShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn



پاسخ دهید